آموزش قوانین حقوقی

رای وحدت رویه انفساخ عقد

رای وحدت رویه انفساخ عقد

رای وحدت رویه انفساخ عقد: رأی وحدت رویه در مورد انفساخ عقد، به طور خاص، در مواردی صادر می‌شود که در خصوص خودبه‌خود منحل شدن قراردادها، به دلیل وقوع حادثه‌ای خاص، اختلاف نظر بین دادگاه‌ها وجود داشته باشد. انفساخ عقد، به معنای انحلال خودکار و قهری قرارداد، بدون نیاز به اراده طرفین است و معمولاً به دلیل وقوع حوادثی مانند فوت، ورشکستگی یا از بین رفتن موضوع قرارداد رخ می‌دهد. آرای وحدت رویه در این زمینه، تلاش می‌کنند تا ابهامات موجود در قوانین مربوط به انفساخ را برطرف کرده و رویه واحدی را در دادگاه‌ها ایجاد کنند. یکی از مهم‌ترین موارد مرتبط با این موضوع، رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور است که به تأثیر فسخ معامله اول بر معاملات بعدی می‌پردازد و در واقع به نوعی به انفساخ معاملات بعدی نیز اشاره دارد.

 

رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور​

رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور که در تاریخ 1400/03/04 صادر شده است، به موضوع مهمی در حوزه معاملات املاک می‌پردازد. این رأی، تکلیف معاملات بعدی را در صورتی که معامله اول به دلیل اعمال خیار فسخ (به ویژه خیار تخلف از شرط) منحل شود، روشن می‌کند.

موضوع رأی:

این رأی وحدت رویه، به طور خاص، به وضعیتی می‌پردازد که در آن، معاملات متعددی (پشت سر هم) بر روی یک مال (مبیع) انجام می‌شود. به عنوان مثال، فرد “الف” مالی را به فرد “ب” می‌فروشد و فرد “ب” همان مال را به فرد “ج” می‌فروشد. سپس، معامله اول (بین “الف” و “ب”) به دلیل اعمال خیار تخلف از شرط (مثلاً عدم پرداخت اقساط ثمن) منحل می‌شود. سؤال اینجاست که در این حالت، تکلیف معامله دوم (بین “ب” و “ج”) چه می‌شود؟

مفاد رأی:

بر اساس رأی وحدت رویه شماره 810، در صورتی که معامله اول به دلیل اعمال خیار تخلف از شرط منحل شود، فروشنده اول (فرد “الف”) می‌تواند مبیع را از خریداران بعدی (فرد “ج”) مسترد کند. به عبارت دیگر، انحلال معامله اول، معاملات بعدی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دلایل رأی:

دیوان عالی کشور در صدور این رأی، به دلایل زیر استناد کرده است:

  • وجود شرط ضمنی: در معاملات، معمولاً شرط ضمنی وجود دارد که مبیع باید باقی بماند و خریدار نباید تصرفات ناقله در آن انجام دهد.
  • عرف: عرف نیز این موضوع را تأیید می‌کند که فروشنده اول در صورت عدم پرداخت ثمن، حق استرداد مبیع را دارد.
  • آگاهی خریداران بعدی: خریداران بعدی (فرد “ج”)، با علم به اینکه معامله اول ممکن است فسخ شود، اقدام به خرید مبیع می‌کنند.

نکات مهم:

این رأی، به ویژه در مواردی که معاملات با اقساط انجام می‌شود و شرط فسخ در صورت عدم پرداخت اقساط وجود دارد، اهمیت زیادی دارد.
خریداران بعدی باید به این نکته توجه داشته باشند که در صورت وجود حق فسخ در معامله اول، معاملات آن‌ها نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
در خیارهای قراردادی، معاملات بعدی را باید «مراعی» شمرد و با انحلال قرارداد اول، از همان تاریخ و با رد بایع نخست، عقود لاحق باطل می‌شود.

 

​تحلیل حقوقی رأی وحدت رویه

رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور، موضوعی مهم در حوزه حقوق معاملات املاک است و تحلیل حقوقی آن ابعاد گوناگونی را شامل می‌شود. در اینجا به برخی از جنبه‌های مهم این تحلیل اشاره می‌کنیم:

1. مبنای حقوقی رأی:

این رأی بر مبنای اصول کلی حقوق مدنی، به‌ویژه خیارات قانونی و قراردادی، صادر شده است. خیار تخلف از شرط، که در این رأی به آن اشاره شده، حقی است که به یکی از طرفین قرارداد (معمولاً فروشنده) در صورت عدم انجام تعهدات طرف مقابل (معمولاً خریدار) داده می‌شود.
همچنین، این رأی به عرف و عادت معاملات نیز توجه کرده است. عرف معاملات ایجاب می‌کند که خریدار، تا زمانی که مالکیت قطعی بر مبیع پیدا نکرده، از تصرفات ناقله (انتقال مالکیت به دیگران) خودداری کند.

2. تأثیر رأی بر معاملات بعدی:

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این رأی، تأثیر آن بر معاملات بعدی است. این رأی مشخص می‌کند که در صورت فسخ معامله اول، معاملات بعدی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند و فروشنده اول می‌تواند مبیع را از خریداران بعدی مسترد کند.
این موضوع، اهمیت دقت در معاملات املاک را بیشتر می‌کند و خریداران بعدی را ملزم می‌کند که قبل از انجام معامله، از وضعیت حقوقی مبیع و وجود احتمالی خیارات فسخ در معاملات قبلی، اطمینان حاصل کنند.

3. حمایت از حقوق فروشنده:

این رأی، به‌ویژه در مواردی که فروشنده به صورت اقساطی اقدام به فروش مبیع می‌کند، از حقوق او حمایت می‌کند. در این موارد، فروشنده با اعمال خیار تخلف از شرط، می‌تواند در صورت عدم پرداخت اقساط، مبیع را مسترد کند و از ضرر و زیان جلوگیری کند.

4. ایجاد شفافیت در معاملات:

صدور این رأی، به ایجاد شفافیت بیشتر در معاملات املاک کمک می‌کند. با مشخص شدن تکلیف معاملات بعدی در صورت فسخ معامله اول، ابهامات حقوقی کاهش می‌یابد و از بروز اختلافات جلوگیری می‌شود.

نکات قابل توجه:

این رأی، تأکید می‌کند که خریداران بعدی باید با علم به وجود احتمالی خیارات فسخ در معاملات قبلی، اقدام به خرید مبیع کنند.
در خیارهای قراردادی، معاملات بعدی را باید «مراعی» شمرد و با انحلال قرارداد اول، از همان تاریخ و با رد بایع نخست، عقود لاحق باطل می‌شود.
با توجه به پیچیدگی‌های حقوقی معاملات املاک، توصیه می‌شود در صورت بروز هرگونه ابهام یا اختلاف، از مشاوره حقوقی وکیل متخصص استفاده شود.

 

کاربرد شرط فاسخ در قراردادها​

شرط فاسخ در قراردادها، یکی از انواع شروط ضمن عقد است که به موجب آن، در صورت تحقق امری معین، قرارداد به طور خودکار و بدون نیاز به اراده طرفین، منفسخ می‌شود. در واقع، شرط فاسخ، نوعی تعلیق انحلال قرارداد به وقوع امری در آینده است.

مفهوم شرط فاسخ

شرط فاسخ، بر خلاف شرط خیار، نیازی به اعلام اراده برای فسخ قرارداد ندارد. به محض تحقق امری که در قرارداد به عنوان شرط فاسخ ذکر شده است، قرارداد خودبه‌خود منحل می‌شود. به عنوان مثال، در قرارداد اجاره، ممکن است شرط شود که در صورت عدم پرداخت اجاره‌بها توسط مستأجر در دو ماه متوالی، قرارداد به طور خودکار منفسخ شود.

کاربردهای شرط فاسخ

شرط فاسخ، کاربردهای متنوعی در قراردادهای مختلف دارد. از جمله کاربردهای رایج آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • قراردادهای اجاره: در قراردادهای اجاره، معمولاً شرط فاسخ برای عدم پرداخت اجاره‌بها یا تخلف از سایر تعهدات مستأجر، پیش‌بینی می‌شود.
  • قراردادهای بیع: در قراردادهای بیع، ممکن است شرط فاسخ برای عدم پرداخت ثمن توسط خریدار یا عدم تحویل مبیع توسط فروشنده، پیش‌بینی شود.
  • قراردادهای مشارکت: در قراردادهای مشارکت، ممکن است شرط فاسخ برای عدم انجام تعهدات یکی از شرکا، پیش‌بینی شود.
  • سایر قراردادها: شرط فاسخ، در سایر قراردادها نیز قابل استفاده است و می‌توان برای هر نوع تعهدی که برای طرفین قرارداد اهمیت دارد، شرط فاسخ تعیین کرد.

تفاوت شرط فاسخ با خیار فسخ

شرط فاسخ و خیار فسخ، هر دو به انحلال قرارداد منجر می‌شوند، اما تفاوت‌های اساسی بین آن‌ها وجود دارد:

در شرط فاسخ، انحلال قرارداد خودبه‌خود و بدون نیاز به اراده طرفین انجام می‌شود، در حالی که در خیار فسخ، انحلال قرارداد با اعلام اراده یکی از طرفین صورت می‌گیرد.
در شرط فاسخ، به محض تحقق شرط، قرارداد منفسخ می‌شود، در حالی که در خیار فسخ، طرفی که حق فسخ دارد، باید در مهلت قانونی یا قراردادی، اراده خود را برای فسخ قرارداد اعلام کند.
به عبارتی دیگر، شرط فاسخ، انحلال قهری قرارداد است اما خیار فسخ، انحلال قراردادی است.

نکات مهم در خصوص شرط فاسخ

  • شرط فاسخ باید به طور واضح و مشخص در قرارداد ذکر شود.
  • امری که به عنوان شرط فاسخ تعیین می‌شود، باید قانونی و مشروع باشد.
  • تحقق شرط فاسخ باید قابل اثبات باشد.
  • در صورت بروز اختلاف در مورد تحقق شرط فاسخ، دادگاه صالح به رسیدگی است.

با توجه به پیچیدگی‌های حقوقی مربوط به شرط فاسخ، توصیه می‌شود در صورت نیاز به تعیین شرط فاسخ در قرارداد، از مشاوره حقوقی وکیل متخصص استفاده شود.

 

​تأثیر فسخ قرارداد اول بر معاملات بعدی​

فسخ قرارداد اول می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر معاملات بعدی داشته باشد، به خصوص در مواردی که موضوع قرارداد، مالی است که به دفعات مورد معامله قرار گرفته است. در اینجا به برخی از جنبه‌های مهم این موضوع می‌پردازیم:

1. اصل اثر قهقرایی فسخ:

به طور کلی، فسخ قرارداد، اثر قهقرایی دارد؛ یعنی قرارداد از زمان انعقاد آن منحل می‌شود و طرفین باید به وضعیت قبل از انعقاد قرارداد برگردند.
این موضوع می‌تواند معاملات بعدی را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا اگر معامله اول فسخ شود، معاملات بعدی که بر پایه آن انجام شده‌اند، ممکن است باطل شوند.

2. رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور:

رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور، به طور خاص، به این موضوع پرداخته است. بر اساس این رأی، در صورتی که معامله اول به دلیل اعمال خیار تخلف از شرط منحل شود، فروشنده اول می‌تواند مبیع را از خریداران بعدی مسترد کند.
این رأی، اهمیت دقت در معاملات املاک را بیشتر می‌کند و خریداران بعدی را ملزم می‌کند که قبل از انجام معامله، از وضعیت حقوقی مبیع و وجود احتمالی خیارات فسخ در معاملات قبلی، اطمینان حاصل کنند.
به عبارتی دیگر، در خیارهای قراردادی، معاملات بعدی را باید «مراعی» شمرد و با انحلال قرارداد اول، از همان تاریخ و با رد بایع نخست، عقود لاحق باطل می‌شود.

3. نکات مهم:

خریداران بعدی باید به این نکته توجه داشته باشند که در صورت وجود حق فسخ در معامله اول، معاملات آن‌ها نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
در معاملات املاک، بررسی دقیق اسناد و مدارک و اطمینان از صحت و سقم معاملات قبلی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
در صورت بروز هرگونه ابهام یا اختلاف، توصیه می‌شود از مشاوره حقوقی وکیل متخصص استفاده شود.

4. تأثیر نوع خیار:

نوع خیاری که به موجب آن قرارداد فسخ می‌شود، در تأثیر آن بر معاملات بعدی مؤثر است. به عنوان مثال، در خیارات قانونی، ممکن است تأثیر فسخ بر معاملات بعدی کمتر از خیارات قراردادی باشد.

5. تأثیر آگاهی خریداران بعدی:

آگاهی خریداران بعدی از وجود حق فسخ در معامله اول، می‌تواند در تعیین تکلیف معاملات آن‌ها مؤثر باشد.
در نهایت، تأثیر فسخ قرارداد اول بر معاملات بعدی، موضوعی پیچیده و دارای ابعاد گوناگون است که نیازمند بررسی دقیق شرایط و اوضاع و احوال هر مورد است.

 

​آثار حقوقی عدم پرداخت ثمن در قرارداد بیع​

عدم پرداخت ثمن (قیمت) در قرارداد بیع، آثار حقوقی متعددی برای فروشنده و خریدار به همراه دارد. در اینجا به برخی از مهم‌ترین این آثار اشاره می‌کنیم:

1. حق حبس مبیع برای فروشنده:

بر اساس ماده 377 قانون مدنی، فروشنده می‌تواند تا زمانی که ثمن به او پرداخت نشده، از تحویل مبیع (کالای مورد فروش) خودداری کند. به این حق، حق حبس گفته می‌شود.
این حق، اهرمی قانونی برای فروشنده است تا از پرداخت ثمن توسط خریدار اطمینان حاصل کند.

2. حق فسخ قرارداد برای فروشنده:

در برخی موارد، عدم پرداخت ثمن می‌تواند به فروشنده حق فسخ قرارداد را بدهد. این موضوع به شرایط قرارداد و نوع خیارات (حقوق فسخ) بستگی دارد.
خیار تخلف از شرط: اگر در قرارداد شرط شده باشد که در صورت عدم پرداخت ثمن در موعد مقرر، فروشنده حق فسخ دارد، فروشنده می‌تواند با استناد به این شرط، قرارداد را فسخ کند.
خیار تأخیر ثمن: طبق ماده 402 قانون مدنی، هر گاه برای ثمن یا قسمتی از آن اجلی معین نشده باشد، اگر سه روز از تاریخ بیع بگذرد و بایع مبیع را تسلیم نکرده باشد و مشتری ثمن را نپرداخته باشد بایع مختار در فسخ معامله است.
رأی وحدت رویه شماره 810 دیوان عالی کشور نیز بر این موضوع تأکید دارد که در صورت فسخ قرارداد اول به دلیل عدم پرداخت ثمن، فروشنده می‌تواند مبیع را از خریداران بعدی نیز مسترد کند.

3. مطالبه ثمن و خسارات:

فروشنده می‌تواند با مراجعه به دادگاه، ثمن و خسارات ناشی از تأخیر در پرداخت آن را از خریدار مطالبه کند.
خسارات می‌تواند شامل مواردی مانند ضرر و زیان ناشی از تأخیر در دریافت ثمن، هزینه‌های دادرسی و حق الوکاله وکیل باشد.

4. الزام خریدار به پرداخت ثمن:

فروشنده می‌تواند از دادگاه بخواهد که خریدار را به پرداخت ثمن ملزم کند.
در این صورت، دادگاه با صدور حکم، خریدار را موظف به پرداخت ثمن می‌کند.

5. تأثیر بر معاملات بعدی:

همانطور که در رأی وحدت رویه شماره 810 اشاره شد، فسخ قرارداد اول به دلیل عدم پرداخت ثمن می‌تواند معاملات بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و فروشنده اول بتواند مبیع را از خریداران بعدی پس بگیرد.

نکات مهم:

شرایط قرارداد و نوع خیارات، نقش مهمی در تعیین آثار حقوقی عدم پرداخت ثمن دارند.
در صورت بروز اختلاف، مراجعه به وکیل متخصص و طرح دعوا در دادگاه ضروری است.

 

رای وحدت رویه درباره انفساخ عقد چیست؟

رأی وحدت رویه نوعی تصمیم قضایی است که هیئت عمومی دیوان عالی کشور در موارد اختلاف نظر بین شعب مختلف صادر می‌کند. درباره انفساخ عقد، این رأی تعیین می‌کند که در چه شرایطی عقد به‌طور خودکار و بدون نیاز به فسخ طرفین منحل می‌شود.

 

انفساخ عقد به چه معناست؟

انفساخ عقد یعنی عقد به‌صورت خودکار و بدون نیاز به اقدام یکی از طرفین منحل شود، معمولاً به دلیل وقوع شرایطی که در قانون یا قرارداد پیش‌بینی شده است.

 

چه تفاوتی بین انفساخ، فسخ و بطلان عقد وجود دارد؟

  • انفساخ: عقد خودبه‌خود از بین می‌رود (مانند هلاکت مورد معامله).
  • فسخ: یکی از طرفین با اختیار قانونی یا قراردادی، عقد را منحل می‌کند.
  • بطلان: عقد از ابتدا فاقد اعتبار بوده و اصلاً تشکیل نشده است.

 

آیا انفساخ عقد نیاز به رأی دادگاه دارد؟

خیر، انفساخ خودبه‌خود اتفاق می‌افتد، اما اگر اختلافی در تحقق آن باشد، دادگاه می‌تواند نظر دهد.

 

آیا رأی وحدت رویه در مورد انفساخ عقد برای همه محاکم لازم‌الاجراست؟

بله، طبق ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری، رأی وحدت رویه برای تمام دادگاه‌ها لازم‌الاتباع است.

 

آیا می‌توان از رأی وحدت رویه مربوط به انفساخ عقد تجدیدنظرخواهی کرد؟

خیر، رأی وحدت رویه نهایی و لازم‌الاجراست و قابل تجدیدنظرخواهی نیست.

 

اگر در قرارداد شرطی برای انفساخ نباشد، آیا ممکن است عقد منفسخ شود؟

بله، در برخی موارد مانند هلاکت موضوع عقد یا غیرممکن شدن اجرای تعهد، انفساخ به حکم قانون اتفاق می‌افتد.

 

رأی وحدت رویه درباره انفساخ عقد در چه مواردی بیشتر کاربرد دارد؟

معمولاً در موارد اختلاف بین محاکم درباره آثار انفساخ عقد در حوزه‌های بیع، اجاره، ضمان، وکالت و قراردادهای پیمانکاری استفاده می‌شود.

 

آیا طرفین می‌توانند برخلاف رأی وحدت رویه، در قرارداد توافق کنند؟

در صورتی که موضوع رأی وحدت رویه مربوط به قواعد آمره (قوانین غیرقابل تغییر) باشد، توافق برخلاف آن ممکن نیست. اما اگر رأی مبتنی بر قواعد تکمیلی باشد، توافق طرفین معتبر خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *